مذاکرات هسته ای میان ایران و آمریکا در حالی ادامه دارد که رفتارهای ترامپ نشان می دهد که او همچنان در توهماتی به سر می برد که از یک سو برگرفته از تفکرات باج خواهانه بدون منطق است که تسلیم پذیری اروپاییها و برخی کشورها در برابر فشارهای آمریکا زمینه ساز آن شده اند و از سوی دیگر نیز برخی جنگ افروزان در ساختار آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال کشاندن ترامپ بر لبه پرتگاه جنگ با ایران هستند. جنگی که شاید آمریکا آغازگر آن باشد اما قطعا پایان بخش آن نخواهد بود.
حساسیتزدایی از جنگ با ادعای حمله محدود
ترامپ که دوگانه جنگ و مذاکره را ابزاری برای تسلیم سازی میداند و در قبال اورپا با گرینلند این معادله را اجرا کرده است و بر سر تعرفهها نیز اروپا تسلیم این سیاست شده است در توهم تکرار آن در قبال ایران است. بر این اساس نیز همزمان با مذاکرات به برجسته سازی حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و حمله نظامی پرداخته است. در جدیدترین موضع گیری ترامپ، در پاسخ به سوالی درباره گزارش والاستریتژورنال مبنی بر احتمال حمله محدود به ایران جهت وادار کردن این کشور به توافق هستهای گفت: «دارم این موضوع را بررسی میکنم.». این سخن در حالی ادامه سیاست دو پهلوی ترامپ میان گزینههای مختلف است که تقارن آن با افزایش حساسیتهای داخل و خارج آمریکا به جنگ جای تامل دارد. به نظر می رسد مخالفت 71 درصدی مردم آمریکا با جنگ و نیز اعتراضهای منطقه ای و جهانی به گزینه نظامی و هزینه ها و پیامدهای اقتصادی سنگین آن موجب شده تا ترامپ برای کاهش حساسیتها ادعای حمله گسترده را به حمله محدود تقلیل دهد بویژه آنکه رزمایش نیروی دریایی سپاه و نیز رزمایش مشترک ایران و روسیه و نیز رزمایش موشکی ایران در کنار هشدار رهبر انقلاب مبنی بر مهم تر بودن تسلیحاتی که ناو را غرق میکند نسبت به خود ناو، تغییراتی در محاسبات نظامی آمریکا ایجاد کرده است. البته برای ایران واژهای به نام حمله محدود نظامی معنایی ندارد و هر تجاوزی جنگ تمام عبار محاسبه و پاسخی سخت به همراه دارد که کل منطقه را در بر خواهد گرفت. بستن محدود تنگه هرمز در رزمایش سپاه و تاثیر آن بر قیمت نفت گواهی بر این اراده پاسخگویی است.
آمارسازی سلاحی جنگی در جنگ ادراکی
رفتار شناسی ترامپ نشان میدهد که آمریکا همچنان در حال جنگ ادراکی برای برهم زدن ثبات داخلی ایران است. آمریکاییها میدانند با وجود وحدت ملی و توان نظامی ایران، عملاً گزینه نظامی و اعمال فشار نتیجهای جز شکست سنگین برای آمریکا به همراه نخواهد داشت. در این شرایط واشنگتن همزمان با ادعای مذاکره از یک سو به دنبال اجرای جنگ ترکیبی اقتصادی با تحریمها و فشارهاست، چنانکه پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا خواستار افزایش تحریمها برای کشاندن نارضایتی به روستاهای ایران شده بود. از سوی دیگر آمریکا برای برهم زدن آرامش روانی جامعه ایرانی ادعاهای بی سند و مدرک درباره آمارهای حوادث دی ماه را مطرح می کند. در همین راستا ترامپ مدعی شده در یک بازه زمانی کوتاه، ۳۲ هزار نفر کشته شدند. او همچنین ادعای پیامش برای لغو اعدامها را مطرح کرد در حالی که هیچ کدام پروندهای برای متهمان وجود نداشته که بخواهد حکمی صادر شود. این ادعای ترامپ در حالی مطرح می شود که عراقچی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: در راستای عمل به تعهد خود مبنی بر شفافیت کامل در برابر مردممان، دولت ایران پیشتر فهرست جامع تمامی ۳۱۱۷ قربانی عملیات تروریستی اخیر از جمله حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای انتظامی را منتشر کرده است.وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: اگر کسی نسبت به صحت دادههای ما تردید دارد، لطفاً با مدرک صحبت کند. کنتور غربیها برای کشته سازی در حالی همچنان شماره می اندازد که شواهد نشان می دهد آمریکا با القای جنگ، تشدید فشار اقتصادی و نیز جوسازیهای حقوق بشری از یک سو به دنبال کاهش تاب آوری جامعه ایران است تا به زعم خویش بار دیگر فضای اغتشاش را بر کشور حاکم و از آن به عنوان ابزار باج خواهی بهره گیرد و از سوی دیگر جامعه جهانی را به همراهی با رفتارهای خصمانه علیه تهران سوق داده در حالی که همزمان نیز پرونده نسل کشی غزه را با دروغ پردازی علیه ایران به حاشیه براند. ترامپ در حالی در توهم برهم زدن فضای روانی جامعه است که مردم ایران با حضور در راهپیمایی 22 بهمن و نیز حمایت قاطع از نیروهای مسلح این طراحی را به کابوس یک شکست برای ترامپ مبدل کردهاند.
ملت ایران با وحدت و یکپارچگی درونی، پشتیبانی از نظام اسلامی و تکیه بر نیروهای مسلح و با وجود متحدانی قابل اتکا در منطقه، پاسخی سخت و فراگیر به هر گونه تجاوزی خواهند. دیپلماسی، میدان و وحدت ملی مولفههای قدرت ایران هستند که در کنار هم برای رفع مشکلات و مقابله با تهدیدات قرار دارند و کوچکترین تهدیدی علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران به جنگی منطقهای مدل می شود که تمام منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و حامیانشان را خواهد سوزاند.
ضربالاجل برای اشتباه محاسباتی
نکته دیگر در رفتارهای این روزهای ترامپ را تکرار توهم تعیین ضربالاجلهای خیالی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات است. رفتاری که عملا پایه مذاکره را متزلزل می سازد چرا که از یک سو مذاکرهای که نتیجه آن مشخص باشد عملا مذاکره نیست و تسلیم سازی است و از سوی دیگر تعیین ضرب الاجل برای یک روند مذاکراتی گرفتار سازی طرف مقابل در اشتباه محاسباتی و در نهایت تسلیم شدن در برابر زیاده خواهیهاست. در چارچوب این توهم رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده بود که مهلتی حداکثر ۱۵ روزه را برای دستیابی به یک توافق با تهران در نظر گرفته است و اشاره کرد که به باور او، این زمان برای امضای یک توافق کافی است. این ادعای توهمی البته خارج از چارچوبهای واقعی است چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه با رد ادعای وجود ضربالاجل در مذاکرات گفت:«هیچ ضربالاجلی وجود ندارد». مواضع ترامپ با ادعاهای ضرب الاجلی سابقهای طولانی دارد چنانکه او برای جنگ اوکراین نیز ضرب الاجلی 2 ماه در نظر گرفته بود که اکنون پس از 2 سال همچنان بلاتکلیف باقی مانده است.
اشتباه محاسباتی با خسارتهای بسیار
مواضع ترامپ در قبال مذاکرات همراه با جنگ اقتصادی، ادراکی و نظامی نشانگر گرفتار آمدن او در اشتباه محاسباتی است که میتواند هزینههای سنگینی را برای آمریکا و جهان به همراه داشته باشد. ملت ایران با وحدت و یکپارچگی درونی، پشتیبانی از نظام اسلامی و تکیه بر نیروهای مسلح و با وجود متحدانی قابل اتکا در منطقه، پاسخی سخت و فراگیر به هر گونه تجاوزی خواهند داد. دیپلماسی، میدان و وحدت ملی مولفههای قدرت ایران هستند که در کنار هم برای رفع مشکلات و مقابله با تهدیدات قرار دارند و کوچکترین تهدیدی علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران به جنگی منطقهای مبدل می شود که تمام منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و حامیانشان را خواهد سوزاند.